تراوشات ذهنی من
لحظه ساکت کردن احمدی نژاد توسط میر حسین که امیدواریم برای ۸ سال آینده ادامه پیدا کند.

خاتمی را دوست دارم. با بوجود تمام حرصی که در دوران ریاست جمهوریش خوردم دوستش دارم. این دوست داشتن نه به خاطر فلاکتی است که احمدی نژاد دچارمان کرده. در وجودش چیزیست، نمی دانم چه، شخصیت، ادب ، شعور شاید ولی چیزی هست که دوست داشتنیش میکند.
خاتمی را دوست دارم. اگر چه برای رئیس جمهور شدن حیف است. هم سیاست او را خمیده میکند هم او سیاست را به اخلاق می خراشد. ولی او را رئیس جمهور می خواهم.
تنها بیم من تردیدهای اوست. چه به عنوان رئیس جمهور چه بی عنوان رئیس جمهور. اگر رئیس جمهور نشود تردیدهایش مربوط به خودش است اما اگر بشود، عواقب تردیدهایش دامن مارا هم می گیرد. خاتمی را دوست دارم اما رئیس جمهور مردد نمی خواهم .
پس اگر با وجود و حضور میر حسین و کروبی و هر کس دیگر، خاتمی ماند آنگاه نشان داده که لایق ریاست جمهوری است و اگر نماند، خدا به همراهش.

به بهانه ماجراهای پیش آمده برای برنامه نود

یادم هست در فضای قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 84 بحث های مفصلی با دوستانی که هر کدام نظرات متفاوتی راجع به انتخابات داشتند می کردم. در آن فضا عمده استدلال های من این بود که نوع تفکر و چارچوب نظری حاکم بر جناح راست، " تمامیت خواه است" حال فرق نمی کند نماینده اش قالی باف باشد یا احمدی نژاد یا لاریجانی و فرق نمی کند که شعار سیاسی "هوای تازه" بدهند یا اقتصادی" پول نفت سر سفره مردم". این تفکر بصورت محتوم و ناگزیر به سمت تمامیت گرایی و انسداد و خفقان مطلق در تمامی عرصه ها پیش میرود.
ماجرای برنامه 90 تنها، نمونه ای است که " رو" شده و به چشم آمده . وگرنه این تنها مورداعمال فشار دولت و دولتیان برای بستن دهان منتقد نیست. همانطور که کردان تنها دارنده مدرک جعلی نبود. دیدن این که دولتیان از چه ابزار های کثیفی برای مهار- یک منتقد ساده- استفاده می کنند تهوع آور است. و البته همانطور که گفتم این مورد تنها نتیجه این استبدادی که هر روز فراگیر تر می شود نیست . چه بسیار افرادی که در سکوت تهدید شدند و زندان رفتند و شکنجه شدند و یا کشته شدند و صدایشان به هیچ کس نرسید.
کریسمس

یکی از حسن های کار کردن با خارجی ها اینه که آدم سالی دو تا سال نو داره !
کریسمس مبارک.
قسمتی از صحبتهای آقای خاتمی در ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۰ وقتی برای انتخابات دور دوم ریاست جمهوریش ثبت نام کرد :

. . . نبايدازمشكلات هراسيد. دوم اين كه وقتى كسى درموقعيت من قرارمى گيرد،با محبت ويك دنيا اميد مردم ،رييس جمهورمى شود و اين محبت واميدمردم به اودرداخل وخارج اعتبارمى دهد،اوديگرنمى تواند ملاك تصميم گيري رافقط تشخيص ها ي فردي وشخصى خودقراردهد.بايد با توجه به شرایط عمومی به نيازهاي جامعه كه احساس مى كند،تصميم بگيرد. وقتى هركسى به من دسترسى دارد يا صداونظرش رابه من مى رساند،ازمن مى خواهد كه بيايم ،من اين تشخيص رابرتشخيص خودم ترجيح مى دهم وحالاآمده ام با تكيه بر همان عهدپيشين .اصول من همان است كه بارها گفته ام وبرآن تكيه مى كنم ،اما طبيعى است كه با توجه به شرايط وبا توجه به اولويت ها ونيا زها حتما بايد روش ها وبرنا مه هاي جديدي داشت،مشكلات را با كمك مردم حل كرد كه ان شا الله درجاي خودش آن برنا مه ها هم عرضه خواهدشد.اين كه مردم مرابخواهند و يا نخواهند،درجريان انتخابا ت معلوم مى شودوهرچه هم كه مردم تصميم بگيرند،موردقبول من است .
من سرمايه اندكى دارم وسرما يه من آبروي من است واين آبرورادرعرصه داخلى وخا رجى با همت و محبت مردم به دست آورده ام .اين سرمايه دربرابرفداكا ري هاي ملت اندك است .درمقابل خون شهيدان و تحمل وشكيبايى خانواده ها ي شهيدان وفداكاري ملت بسيا رناچيزاست،ولى من اين سرما يه اندك رادر طبق اخلاص نها ده ام ودربرابرتصميم اين ملت خاضعم واميدوارم كه مردم هم بتوانند در يك فضا ي آزاد دربررسى وضعيت وبرنامه ها ي همه نامزدها ي محترم،انتخا ب كنند . . .